تبلیغات
لبخند خارجی4smile - مطالب ابر جك خفن
 
لبخند خارجی4smile
امام على (ع ) : بهترین خنده , لبخنداست
 
 
شنبه 27 مهر 1392 :: نویسنده :


Future plans of childrens:
Teacher asks children, what do u wish 2 do in future?
Adnan: I want to be a pilot.
Wakeel: I want
to be a doctor.
Bina: I want
to be a good mother.
Shariq : I want
to  help Bina.



  برنامه ی آینده بچه ها:
معلم از دانش آموزان پرسید که می خواهید در آینده چکاره شوید؟
ادنان : من می خواهم خلبان بشم.
واکیل : من میخوام دکتر بشم.
بینا : من می خوام مادری خوب بشم.
شریک : من میخوام به بینا کمک کنم.




نوع مطلب : school jokeجك مدرسه، 
برچسب ها : شغل آینده بچه ها، جك، جك جدید، جك باحال، لطیفه، جك خنده دار، جك خفن، جك روز، نقل قول، نقل قول بزرگان، روایت، حدیث، احادیث، حضرت، اس ام اس، پیام كوتاه، خواندنی، جالب، تفكر برانگیز، گفته ها، بزرگان جهان، مشاهیرادبی، نویسندگان بزرگ، جملات الهام بخش، جملات تاثیرگذار، سودمند، شادی آور، گفته های بزرگان، مثل، ضرب المثل، فكاهی، طنز، حكایت، شادی جك خانوادگی، جك سیاسی، جك پزشكی، جك ورزشی، كاریكاتور، هجو، هزل،
لینک های مرتبط : source،


چهارشنبه 24 شهریور 1389 :: نویسنده :

Louisiana Highway Department employees stopped at a farm and talked
with an old farmer. The man in charge told the farmer, 'We need to inspect
your farm for a possible new road.'

The old farmer said, 'OK, but don't get out in that pasture over there.'

The Highway Dept. employee flashed out his identification card and
said, 'I have the authority of the State of Louisiana to go anywhere I want.
See this card? I will go wherever I wish.'

So the old farmer went about his chores.
It wasn't too much later when the farmer heard loud screams and yelling.

He looked over and saw several Highway Department employees running for
their lives
and right behind was the farmer's huge prize bull. The bull was madder than a hornet's nest and was gaining on the Highway employees at every step.

The old farmer yelled out, 'Show him your card, Smart Ass.... Show him
your card!!

ماموران راهسازی لویزینیا به مزرعه ای رسیدند و با كشاورز پیر آنجا شروع به صحبت كردندمسئول اصلی به كشاورز گفت :احتمال داره  یه جاده از اینجارد بشه ولازمه كه ما یه بازدیدی از مزرعه ات داشته باشیم

كشاورز پیرمیگه:بسیار خوب ولی از چمن آنجا رد نشید

یارو فورا كارت شناسایی خودشو در می آره و میگه :من حق دارم هرجا ی این ایالات كه بخواهم سربزنم این كارت رو می بینی من هر جا كه بخوام می روم

پیرمرد رفت سراغ كارش .مدتی گذشت كه پیرمرد صدای فریاد و نعره چند نفر را شنید .دید كه ماوران راهسازی دارند از ترس جونشون فرار می كنندوگاو بسیار تنومندی داره ماموران راهسازی را دنبال می كنه و خیلی هم عصبانی است وقدم به قدم به ماموران شاخ می زنه

پیرمرد فریاد می زنه :كارت خودتو نشون بده   ...كله پوك..كارت خودتو نشون بده

smart ass:

(Slang) person who displays his intelligence in a smug manner; person who points out other people's mistakes


 

با عضو شدن در خبرنامه ی ما
جك های جدیدانگلیسی همراه با ترجمه آن را
از طریق ایمیل دریافت كنید

 
   





نوع مطلب : animal jokeجك حیوانات، old people jokeجك پیرها، 
برچسب ها : جك، جك جدید، جك باحال، لطیفه، جك خنده دار، جك خفن، جك روز، نقل قول، نقل قول بزرگان، روایت، حدیث، احادیث، حضرت، اس ام اس، پیام كوتاه، خواندنی، جالب، تفكر برانگیز، گفته ها، بزرگان جهان، مشاهیرادبی، نویسندگان بزرگ، جملات الهام بخش، جملات تاثیرگذار، سودمند، شادی آور، گفته های بزرگان، مثل، ضرب المثل، فكاهی، طنز، حكایت، شادی جك خانوادگی، جك سیاسی، جك پزشكی، جك ورزشی، كاریكاتور، هجو، هزل، Highway، شینه جامع، چند راهه، چند رشته اى اتوبان، شاهراه، بزرگراه، راه، کرسى( دانشگاه)، حوزه کمیته، وزارت خانه، وزارت، قسمت هیئت، اداره گروه اموزشى، قسمت، شعبه، بخش، دایره، حوزه، Department، Employee، کارگر، مستخدم زن، کارمند، inspect، تحقیق کردن، جستجو کردن، بررسى کردن کنترل، تحقیق، معاینه، سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن، farm، کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، اجاره دادن به( با)ou، pasture، چراگاه، مرتع، گیاه وعلق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن، identification، تعیین هویت، شناختن، شناسایى کردن، تشخیص دادن، همانندسازى، شناسایى، تطبیق، تمیز، سلطان، صلاحیت، مقام، اقتدار، قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک، کارهاى عادى و روزمره، کار مشکل، کارسخت وطاقت فرسا، scream، جیغ زدن، ناگهانى گفتن، جیغ، yell، فریاد زدن، نعره کشیدن، صدا، نعره، هلهله، Smart، خر، الاغ، ادم نادان و کند ذهن، کون، زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن( ازدرد)، سوزش داشتن،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 مرداد 1389 :: نویسنده :

One day a florist goes to the barber for a haircut. After the cut he goes to pay the barber..."I'm sorry I cannot accept the money from you. I'm doing community service."
The florist is happy and leaves the shop.
The next morning when the barber goes to open his shop, there is a thank you card and one dozen roses waiting at his door.

 

گلفروشی میره سلمونی كه موهاشو كوتاه كنه

وقتی می خواد حساب كنه سلمونیه میگه من الان صلواتی كار

می كنم نمی تونم پول قبول كنم .گلفروش خوشحال میشه و میره .فردا صبح كه سلمونیه میاد می بینه در ب مغازه اش یك كارت تشكر و یك بغل گل رزجهت تشكر گذاشته اند



 A cop goes for a haircut and he also goes to pay the barber after the cut, but the barber replies "I'm sorry but I cannot accept money from you. I'm doing community service."
The cop is happy and leaves the shop.
The next morning the barber goes to open his shop, there is a thank you card and one dozen donuts waiting at his door.

پلیسی میره سلمونی كه موهاشو كوتاه كنه

وقتی می خواد حساب كنه سلمونیه میگه من الان صلواتی كار

می كنم نمی تونم پول قبول كنم .پلیسه خوشحال میشه و میره .فردا صبح كه سلمونیه میاد می بینه در ب مغازه اش یك كارت تشكر و یك عالمه شیرینی جهت تشكر گذاشته اند 



A Esfehani man goes for a haircut and he also goes to pay the barber after the cut. But again the barber replies "I'm sorry I cannot accept money from you. I'm doing community service."
The Esfehani man is happy and leaves. The next morning when the barber goes to open his shop, guess what he finds?...........

a dozen the stingy waiting for a free haircut!!!!

یه اصفهانی میره سلمونی كه موهاشو كوتاه كنه

وقتی می خواد حساب كنه سلمونیه دوباره میگه من الان صلواتی كار

می كنم نمی تونم پول قبول كنم .اصفهانیه خوشحال میشه و میره .فردا صبح كه سلمونیه میاد مغازه اش را باز كنه حدس می زنید چی می بینه

.

.

.

كلی خسیس صف كشیدهاند مجانی سرشون را كوتاه كنند 

یك ماجرای عشقی

جك خانوادگی: نوشته روى سنگ قبر

جك خانوادگی: مادر زن

جك خانوادگی: هفت تئوری

جك خانوادگی: عروس تنبل

،  

 





نوع مطلب : barber jokeجك سلمانی، stingies jokesجك خسیس ها، 
برچسب ها : جك، جك جدید، جك باحال، لطیفه، جك خنده دار، جك خفن، جك روز، نقل قول، نقل قول بزرگان، روایت، حدیث، احادیث، حضرت، اس ام اس، پیام كوتاه، خواندنی، جالب، تفكر برانگیز، گفته ها، بزرگان جهان، مشاهیرادبی، نویسندگان بزرگ، جملات الهام بخش، جملات تاثیرگذار، سودمند، شادی آور، گفته های بزرگان، مثل، ضرب المثل، فكاهی، طنز، حكایت، شادی جك خانوادگی، جك سیاسی، جك پزشكی، جك ورزشی، كاریكاتور، هجو، هزل،
لینک های مرتبط :


شنبه 16 مرداد 1389 :: نویسنده :

A defendant was on trial for murder. There was strong evidence indicating guilt, but there was no corpse. In the defence's closing statement the lawyer, knowing that his client would probably be convicted, resorted to a trick.

متهم به قتلی داشت دادگاهی می شدو شواهد دال بر گناهكار بودن او نیز موجود بود

ولی جنازه ای در كار نبود

وكیل مدافع او درآخرین دفاعیه خودبا علم به اینكه موكلش گناهكارشناخته خواهد شدمی خواست كلكی بزند 

"Ladies and gentlemen of the jury, I have a surprise for you all," the lawyer said as he looked at his watch. "Within one minute, the person presumed dead in this case will walk into this courtroom."  He looked toward the courtroom door. The jurors, somewhat stunned, all looked on eagerly. A minute passed. Nothing happened.

اونگاهی به ساعت خود كرد و گفت:آقایان و خانم های هیئت منصفه تا یك دقیقه دیگه, شخصی كه فكر می كنیدمقتول این پرونده است داخل این دادگاه خواهد شد

او نگاهی به درب ورودی دادگاه انداخت

هیئت منصفه شوكه شده مشتاقانه ,به درب نگاه خودشان را دوختند

دقیقه ای گذشت و اتفاقی نیافتاد

Finally the lawyer said, "Actually, I made up the previous statement. But you all looked on with anticipation. I, therefore, put it to you that you have a reasonable doubt in this case as to whether anyone was killed, and I insist that you return a verdict of not guilty."

بعد وكیل مدافع گفت:درحقیقت وقتی من این حرف را زدم  شما باامید خاصی به درب نگاه كردید

من می خواستم به شما بفهمونم كه شما در این پرونده یك شك منطقی دارید كه آیااصلا كسی كشته شده است

بنابراین از شما می خواهم كه رای به بیگناهی موكل من بدهید

The jury, clearly confused, retired to deliberate. A few minutes later, the jury returned and pronounced a verdict of guilty.
"But how?" inquired the lawyer. "You must have had some doubt; I saw all of you stare at the door."

هیئت منصفه كاملا گیج شده بود آنها وارد شور شدند و سرانجام رای به گناهكار بودن مضنون می دهند

وكیل می پرسد: آخه چرا,همه تون شك دارید

من دیدم كه همه تون به در زل زده بودید

The jury foreman replied, "Yes, we did look, but your client didn't." 

عضو اصلی هیئت منصفه جواب داد

درسته ما همه نگاه كردیم ولی موكل شما نگاه نكرد

 





نوع مطلب : court jokeجك دادگاهی، 
برچسب ها : آموزش خیاطی، جك، جك جدید، جك باحال، لطیفه، جك خنده دار، جك خفن، اس ام اس عاشقانه، جك روز، نقل قول، نقل قول بزرگان، روایت، حدیث، احادیث، حضرت، اس ام اس، پیام كوتاه، خواندنی، جالب، تفكر برانگیز، گفته ها، بزرگان جهان، مشاهیرادبی، نویسندگان بزرگ، جملات الهام بخش، جملات تاثیرگذار، سودمند، شادی آور، گفته های بزرگان، مثل، ضرب المثل، فكاهی، طنز، هیئت منصفه، موكل، پرونده، وكیل مدافع،
لینک های مرتبط :


شنبه 16 مرداد 1389 :: نویسنده :

A doctor and a lawyer were talking at a party.

دكترو وكیلی داشتند توی یك پارتی باهم صحبت می كردند

Their conversation was constantly interrupted by people describing their ailments and asking the doctor for free medical advice.

دراین حین مردم مدام به خاطر مریضی وسط حرف  های اونها می پریدند تا بیماری خود را برای دكتر شرح دهند

After an hour of this, the exasperated doctor asked the lawyer, "What do you do to stop people from asking you for legal advice when you're out of the office?"
بعد از یك ساعت دكتر عصبانی از وكیل می پرسه:تو چیكار می كنی وقتی بیرون از دفترهستی مردم مزاحمت نشن 
"I give it to them," replied the lawyer, "and then I send them a bill."
وكیل جواب میده :به اونها مشاوره میدم بعد صورت حساب براشون می فرستم
The doctor was shocked, but agreed to give it a try.
دكتر شوكه شد ولی قبول كرد كه یك امتحانی بكنه
The next day, still feeling slightly guilty, the doctor prepared the bills.
روز بعد با اینكه احساس گناه می كرد دكتر صورت حق ویزیت ها را آماده كرد
When he went to place them in his mailbox, he found a bill from the lawyer.

وقتی كه رفت صورت ها را تو صندوق پستی قرار بده دید یه صورت حساب از طرف وكیله براش اومده

 





نوع مطلب : doctor jokeجك پزشكی، 
برچسب ها : آموزش خیاطی، جك، جك جدید، جك باحال، لطیفه، جك خنده دار، جك خفن، اس ام اس عاشقانه، جك روز، نقل قول، نقل قول بزرگان، روایت، حدیث، احادیث، حضرت، اس ام اس، پیام كوتاه، خواندنی، جالب، تفكر برانگیز، گفته ها، بزرگان جهان، مشاهیرادبی، نویسندگان بزرگ، جملات الهام بخش، جملات تاثیرگذار، سودمند، شادی آور، گفته های بزرگان، مثل، ضرب المثل، فكاهی، طنز، حكایت، صندوق پستی، حق ویزیت، شوكه،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 مرداد 1389 :: نویسنده :


( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


لبخند را چاشنی لب هایتان كنید.
استفاده از مطالب تنها با درج "لینک مستقیم" امکان پذیر است

مدیر وبلاگ :
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
*